نوع مقاله : مقاله علمی - ترویجی

نویسنده

استادیار پژوهشی بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران

چکیده

با گستردگی علوم در جهان امروزی، "تقسیم‌بندی مخاطب" و در نظر گرفتن نیاز هر گروه بسیار حائز اهمیت است. در پژوهش حاضر جامعه مخاطبین، کشاورزان سیب‌زمینی کار کشور در یک دوره 13 ساله بودند. با در نظر گرفتن دو شاخص عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی به‌صورت مجزا و به‌صورت توأم، استان‌های مختلف کشور به گروه‌های اصلی کارآمد و ناکارآمد با زیرگروه‌های مختلف تقسیم شدند. با در نظر گرفتن توأم دو شاخص عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی استان‌های چهارمحال و بختیاری، زنجان، کردستان، کرمانشاه کارآمدترین استان‌ها تشخیص داده شدند. سطوح پائین‌تر کارآمدی به استان‌های لرستان و اردبیل (کارآمدترین با تغییرات زیاد)، همدان، آذربایجان شرقی، فارس (کارآمد)، هرمزگان و خراسان شمالی (کارآمد با تغییرات کم)، مرکزی، تهران، کرمان، جنوب کرمان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، قزوین (کارآمد با تغییرات متوسط) و آذربایجان غربی، گلستان، خراسان رضوی، خوزستان (کارآمد با تغییرات زیاد) اختصاص یافت. سه سطح ناکارآمدی، عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی به‌ترتیب به استان‌های مازندران (ناکارآمد با تغییرات کم)، گیلان (ناکارآمد با تغییرات متوسط) و البرز، خراسان جنوبی، سمنان، ایلام (ناکارآمد با تغییرات زیاد) اختصاص یافت. در نهایت سه سطح آموزش ترویجی برای کشاورزان سیب‌زمینی‌کار کشور پیشنهاد شد.

چکیده تصویری

ارزیابی کارآمدی کشت سیب‌زمینی در استان های مختلف کشور

تازه های تحقیق

برای انجام این پژوهش از آمارنامه‌های رسمی وزارت جهاد کشاورزی از سال 1389 تا سال 1402 استفاده شد. با استفاده از آمار موجود، دو شاخص عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی برای هر یک از 13 سال موردنظر محاسبه و میانگین نهایی، مبنای کار قرار گرفت. شاخص عملکرد نسبی بیش از 100 (مطلوب)، 100-75 (متوسط) و کم‌تر از 75 (نامطلوب) در نظر گرفته شد. هم‌چنین شاخص پراکندگی بیش از 125 (مطلوب)، 125-75 (متوسط) و کم‌تر از 75 (نامطلوب) در نظر گرفته شد. برای ارزیابی تلفیقی دو شاخص از جدول 1 به‌عنوان راهنما استفاده شد (3).

برای انجام این پژوهش از آمارنامه‌های رسمی وزارت جهاد کشاورزی از سال 1389 تا سال 1402 استفاده شد. با استفاده از آمار موجود، دو شاخص عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی برای هر یک از 13 سال موردنظر محاسبه و میانگین نهایی، مبنای کار قرار گرفت. شاخص عملکرد نسبی بیش از 100 (مطلوب)، 100-75 (متوسط) و کم‌تر از 75 (نامطلوب) در نظر گرفته شد. هم‌چنین شاخص پراکندگی بیش از 125 (مطلوب)، 125-75 (متوسط) و کم‌تر از 75 (نامطلوب) در نظر گرفته شد. برای ارزیابی تلفیقی دو شاخص از جدول 1 به‌عنوان راهنما استفاده شد (3).

در این استان‌ها تمایل کشاورزان به اختصاص زمین برای کشت سیب‌زمینی (به نسبت سایر محصولات) بیش‌تر بوده است. استان‌های تهران، لرستان، مرکزی، کرمان، جنوب استان کرمان، گیلان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، قزوین، اردبیل و مازندران در وضعیت متوسط و استان‌های همدان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، گلستان، خراسان رضوی، فارس و خوزستان در وضعیت نامطلوب از نظر شاخص پراکندگی نسبی قرار دارند. به‌عبارت ‌دیگر نسبت به سطح موجود قابل‌کشت در این استان‌ها، هنوز قابلیت‌های استفاده‌نشده‌ای از زمین‌های زراعی برای کشت سیب‌زمینی وجود دارد. نمودار خلاصه‌شده شاخص عملکرد نسبی و شاخص پراکندگی نسبی در شکل‌های 3 و 4 ارائه‌ شده است.

آن‌چه تاکنون در مورد دو شاخص عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی بیان شد، نگاهی یک‌سویه و تا حدی ناقص به کارآمدی کشت و عملکرد سیب‌زمینی کشور بود. برای داشتن تحلیل جامع‌تر، می‌بایست تلفیقی از این دو شاخص در نظر گرفته شود. این مهم در جدول  2 ارائه شده است.  خلاصه ترویجی این جدول نیز در شکل 5 ارائه ‌شده است.

بر اساس شکل 5، استان‌های چهارمحال و بختیاری، زنجان، کردستان و کرمانشاه کارآمدترین استان‌ها از نظر بررسی توأم عملکرد و سطح محسوب می‌شوند. این استان‌ها هم عملکرد بالایی داشته‌اند و هم نسبت سطح بالاتری از سطوح کشت استان خود را به کشت سیب‌زمینی اختصاص داده‌اند. سطوح پائین‌تر کارآمدی به استان‌های لرستان و اردبیل (کارآمدترین با تغییرات زیاد)، همدان، آذربایجان شرقی، فارس (کارآمد)، هرمزگان و خراسان شمالی (کارآمد با تغییرات کم)، مرکزی، تهران، کرمان، جنوب کرمان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، قزوین (کارآمد با تغییرات متوسط) و آذربایجان غربی، گلستان، خراسان رضوی، خوزستان (کارآمد با تغییرات زیاد) اختصاص دارد. سه سطح ناکارآمدی عملکرد نسبی و پراکندگی نسبی نیز به‌‌ترتیب به استان‌های مازندران (ناکارآمد با تغییرات کم)، گیلان (ناکارآمد با تغییرات متوسط) و البرز، خراسان جنوبی، سمنان و ایلام (ناکارآمد با تغییرات زیاد) مربوط می‌باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

بهره‌وری محصول تابعی از مساحت کاشته‌شده و عملکرد محصول است. سطح بهره‌وری محصولات کشاورزی را می‌توان از طریق شناسایی مکان‌های کارآمد، افزایش و حفظ کرد. سطح بهره‌وری محصولات کشاورزی باید افزایش ‌یافته و پایدار بماند و این امر تنها زمانی امکان‌پذیر است که مکان‌های کارآمد برای کشت محصولات شناسایی ‌شده باشند. به‌عبارت ساده پس از گذشت چند سال از کشت باید بتوان به‌طور واضح تشخیص داد که این کشت تا چه حد اقتصادی بوده است. این امر فرصتی را برای استفاده بیشینه از منابع طبیعی بدون هیچ‌گونه تخریبی فراهم می‌کند. پیشرفت در علوم کشاورزی منوط به توسعه مهارت‌های مختلفی برای یافتن محصولات مناسب در مناطق مشخص است (1).

یکی از ابزارها برای شناسایی مناطق کارآمد برای کشت محصولات، محاسبه شاخص عملکرد نسبی و شاخص پراکندگی نسبی است. شاخص عملکرد نسبی در حقیقت میانگین عملکرد محصول در یک محل مشخص را نسبت به میانگین کل منطقه مورد سنجش قرار می‌دهد. شاخص پراکندگی نسبی به‌صورت نسبت (مساحت محصول کشت‌شده به‌صورت درصد از کل مساحت قابل کشت در منطقه) به (مساحت محصول به‌صورت درصدی از کل مساحت قابل کشت در کشور) بیان شده است. این شاخص درصد کشت یک محصول در یک منطقه (مثلاً استان) را نسبت به کل مساحت (مثلاً کشور) مورد سنجش قرار می‌دهد (2). در بسیاری از کشورها این ضرایب هرچند سال یک‌بار اندازه‌گیری و کارآمدی کل سامانه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. به‌عنوان ‌مثال در هندوستان با استفاده از این دو شاخص مناطق کارآمد، با کارآمدی متوسط و غیر کارآمد برای محصولات زراعی و باغی تعیین شد (4). دلیل ناکارآمد بودن یک سامانه کشت ممکن است ناشی از حاصلخیزی خاک، شرایط آب و هوایی، کیفیت آب و آبیاری، کمبود نهاده‌ها یا منابع باکیفیت، عدم پذیرش دانش و فناوری به‌وسیله کشاورزان، سیاست‌های دولتی و یارانه‌های نهاده‌ها و نقص در انتقال فناوری به‌وسیله مروجان باشد (3).

در ایران سال‌های متمادی است که کشت انواع محصولات زراعی در استان‌های مختلف در جریان است ولی کم‌تر به آسیب‌شناسی عملکرد و سطح زیرکشت پرداخته ‌شده است. اگرچه در 13 سال گذشته، کشت سیب‌زمینی در ایران در دامنه‌ای از 109 تا 6/141 هزار هکتار با دامنه عملکردی 68/27 تا 37 تن در هکتار صورت پذیرفته ولی تحلیل جامع در این مورد کم‌تر به چشم می‌خورد. در پژوهش حاضر با استفاده از اطلاعات آماری 13 سال گذشته کشت سیب‌زمینی در استان‌های مختلف کشور، ارزیابی کارآمدی سطح زیرکشت و عملکرد محصول مورد واکاوی قرار می‌گیرد.

 
1- Kokilavani, S. and Geethalakshmi, V. 2013. Identification of efficient cropping zone for rice, maize and groundnut in Tamil Nadu. Indian Journal of Science and Technology, 6 (10): pp 5298-5301.
2- Otung, I.A. and Akpaeti, A.J. 2016. Identification of efficient cropping zones for cassava production in Nigeria. Journal of Agriculture and Ecology Research International, 8 (2): pp 1-7.
3- Pavithra, S., Sanbagavalli, S. and Nagarajan, K. 2020. Identification of efficient cropping zone for Redgram in Tamil Nadu. Journal of Pharmacognosy and Phytochemistry, 9 (3): pp 265-267.
4- Thavaprakaash, N., Babu, C. and Jagannathan, R. 2008. Identifying potential cropping zones for important horticultural crops of Tamil Nadu. Madras Agriculture Journal, 95 (7-12):418.